![]() |
![]() |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم با یاری خداوند، با نام و یاد او ، با نیتی الهی شروع میکنیم .... ای مهربان خدای گم گشته ام تو بودی و کردم چودیده باز دیدم به آسمانو زمین و بام و در تابنده نور توست هرجا ظهور توست دیدم به هیچ نقطه ای تهی نیست جای تو خوش میدرخشد از همه سو جلوه های تو ای مبدا وجود! از کثرت ظهور ،نهان شد که کیستی از هرچه ظاهر است،تویی آشکارتر...مستور نیستی نزدیکتر زمن به منی، دور نیستی تو آشکاره ای ... من زین میان گمم کور ار نبیند، این گنه آفتاب نیست نقص از من است ، ورنه رخت را حجاب نیست. ای مهربان خدای! در قلب من تبی است گدازان و دردنالک احساس میکنم که به کانون جان من سوزنده آتشی است که سر میکشد به اوج احساس میکنم عطشی مستو بیقرار اندر فضای هستی من میدود چو موج این سوز عشق توست ، در من ، چو جان ، نهان احساس میکنم درمان نسازد این تب من جز دوای تو زائل نسازد این عطش ، الا لقای تو ای مهربان خدای ! احساس میکنم خلائی در وجود خویش کان را نمیبرد زمیان ، جز پرستشت ای نازنین خدای احساس میکنم که بود در سرشت من سوزنده ، یک نیاز داغ نیاز را نزداید ز سینه ام جز لذت پرستش و جز نشئه ی وصال مخموری مرا جز این می ، علاج نیست مطلب عیان بود ، به بیان احتیاج نیست ای مهربان خدای ! تو ، راز جان و مایه ی سرمستی منی تو هستی منی در عمق فکر و پرده جانم تویی، تویی آرام دل ، فروغ روانم تویی ، تویی هر جا نگاه میدود ، آنجا نشان توست روشنگر وجود ، رخ دلستان توست. الّله اکبر...... بزرگتر از آنچه میگویند و میخوانند و میشناسند. بزرگتر از فکر و خیال و اندیشه ی ما ، بزرگتر از آنکه با دیگران مقایسه شود. الّله اکبر ... شعار تکبیرة الاحرام.... الله اکبر یعنی خدا از همه بزرگ ها هم بزرگتر است و از همه عظمت ها برتر.اوست سرچشمهی بزرگی و عظمت و قدرت....باتکیه بر او از هیچ قدرتی هراسی نیست ، با اتّکاء به او ، از هیچ منبعی هراسی نداریم. الّله اکبر خط بطلانی است بر همه قدرتهای طاغوتی ، وسوسه هاس ابلیسی و جاذبه های مادی . آنگونه که هواپیما هر چه بیشتر اوج بگیرد ، خانه ها کوچکتر دیده میشود ، هر که خداشناستر شود و عظمتها و نعمتها و قدرتهای الهی را بیشتر بشناسد ، جز او در نظرش کوچک میشود و خدا بزرگتر از هر چیز، آری....الّله اکبر. الله اکبر..... میرفندرسکی ، یکی از دانشمندان بزرگ شیعه ، در ایام سیاحت ، به یکی از شهر های کفار رسید و با مردم آن سامان به گفت و گو نشست . روزی گروهی از آنان گفتند : یکی از دلایل حقانیت عقیده ما و بطلان عقیده شما این است که معبد های ما نزدیک به دو هزار سال است بنا شده اند و اثر خرابی در آنها دیده نمیشود ، و لی اکثر مساجد شما صد سال باقی نمیماند و خراب میشوند و چون حقیقت هر چیزی حافظ آن است ، پس دین ما بر حق است. میرفندرسکی در جواب فرمود : سبب باقی ماندن معبد های شما و خرای شدن مسجد های ما این نیست ، بلکه راز آن این است که در مسجد های ما عبادت صحیح عمل میشود و عبادت پروردگار در آن به جا آورده و نام خداوند بزرگ در آن برده میشود ، لذا بنا، طاقت تحمل آن را ندارد و از این رو خراب میشود ، اما در معبد های شما عبادت صحیح انجام نمیشود بلکه گاهی اعمال فاسد در آن انجا به عمل می آید ، از این جهت سستی و خرابی در آن پیدا نمیشود . اگر عبادتهای ما در مساجد بجا می آوریم در معابد شما انجام شود و نام پروردگار در معبد های شما برده شود ، تاب تحمل آن را نداشته و خراب خواهند شد. آنان گفتند این کار آسانی است ، تو داخل معبد ما شو و در آنجا عبادت کن تا مسئله معلوم شود. سید قبول فرمود و با تو کل به خداوند بزرگ و ضوگرفت و به اهل بین عصمت ، علیهم السلام ، توسل جست ، آنگاه به معبد بزرگ آنان که در نهایت استحکام بنا شده بود و قریب دوهزار سال از تاریخ بنای آن میگذشت وارد شد ، پس از ورود به معبد ، اذان و اقامه گفت ، آنگاه با نیت نماز به آواز بلند گفت الله اکبر و از معبد بیرون دوید ! ناگهان سقف معبد فرو ریخت و دیوارهای آن نیز خراب شد . بر اثر وقوع این کرامت ، گروه بسیاری از کفار به دین اسلام مشرف شدند. الله اکبر.... برخورد با یک شخصیت عظیم ، انسان را به تواضع وا میدارد ، دیدار با یک دانشمند بزرگ ، آدمی را به تکریم و احترام وا میدارد ، چونکه انسان در برابر عظمت و دانش آن شخصیت و این دانشمند ،خود را کوچک و کم سواد میبیند. خداوند مبدا همه عظمتها و جلالهاست . پی بردن به این عظمت و بزرگی ، انسان ناتوان و حقیر را به کرنش و تعظیم وا میدارد. عظمت پروردگار انسان را به تعظیم کرنش وا میدارد.... حمد و ستایش مخصوص خداوند بزرگیست که پرورش دهنده جهانیان و سرپرست نظام هستی و صاحب همه نعمتهای مادی و معنوی است...... رب آسمانها و زمین پروردگار همه موجودات..... حمدو ستایش مخصوص خداوندیست که کوهها را لنگر زمین ساخته فاصله خورشید تا زمین را در حد متعادل قرار داد.... خدای بزرگی که به انسانها از دوران طفولیت راه زندگی و تامین نیازها را الهام کرده چشم و گوش و فکر و قدرت و غرائز عطا کرد و لطف پیدا و پنهانش را شامل حال انسان نمود... (آقای قرائتی چه زیبا میفرمایند در بحث عبادت و نماز و رکوع... که رکوع خم شدن در برابر عظمت او اظهار بندگی و طاعت تا حدی خم میشویم که دستهایمان به زانو برسد. گردن میکشیم یعنی آماده ایم که سر در راهت بدهیم. خم میشویم یعنی کبریایی تو ما را به تعظیم وا میدارد در برابر بزرگی و بیهمتایی تو ، الف قامتمان دال میشود و سرو قامتمان میشکند.)
خدا بزرگتر است. بزرگتر از هرچه به وصف آید و در ذهن و زبان گنجد. بزرگتر از آنچه میگویند و میخوانند و میشناسند. بزرگتر از فکر و خیال و اندیشه ی ما ، بزرگتر از آنکه با دیگران مقایسه شود.
این پست مقدمه ای بود برای آغاز بحث ها و موضوعات بعدی که درالست مطرح میشه....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 19:17 توسط س ا غ ر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
«وَ اِذْ اَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُهورِهِمْ ذُرّيَّتَهُمْ وَ اَشْهَدَهُمْ عَلى اَنْفُسِهِمْ اَلَسْتُ بِرَبَّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا اَنْ تَقُولُوا يَوْمَ القيامَةِ اِنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلينَ اَوْ تَقُولُوا اِنَّما اَشْرَكَ آباؤنا مِنْ قَبْلُ و كُنّا ذُرّيَّةً مِنْ بَعْدِهمْ اَفَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ»
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 مهر 1388 شهریور 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
|